تاريخ : دوشنبه 26 فروردین1392 | 16:5 | نویسنده : عاطفه
 منتخب از کتاب شازده کوچولو اثر انتوان دوسنت اگزوپری:

اگر شما به ادم بزرگ ها بگویید: من خانه زیبایی دیدم پشت بامش کبوتران... نمی توانند ان خانه را در نظر مجسم کنند باید به ایشان گفت:«یک خانه صد هزار فرانکی دیدم!»  ان وقت به بانگ بلند خواهند گفت:به به! چه خانه قشنگی!

*شازده کوچولو گفت اهلی کردن یعنی چه؟ روباه گفت «اهلی کردن» چیز بسیار فراموش شده ای است،یعنی علاقه ایجاد کردن...

**صادق هدایت در بوف کور:

کتاب با این جملات مشهور آغاز می‌شود «در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی توسط شراب و خواب مصنوعی به‌وسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تأثیر این گونه داروها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید»

ژوزه ساراماگو در رمان کوری:

همسر چشم پزشک گفت:به نظرم ما کور نشدیم،کور هستیم،چشم داریم،اما نمی بینیم،کورهایی که می توانیم ببینیم ولی نمی بینیم.

چشم ها غالبا ان چه را که سعی داریم با زبان انکار کنیم بی پروا لو می دهند.

اونوره دوبالزاک در رمان باباگوریو:

دنیا کثیف و بدجنس است.همین که یک بدبختی به ما روی می اورد همیشه دوستی حاضر است که بیاید خبر این بدبختی را به ما بدهد و قلب ما را با خنجری بشکافد و بعد دسته خنجر را با حالت تحسین به ما نشان دهد.

نادر ابراهیمی در بار دیگر شهری که دوست می داشتم:

هلیا!برای دوست داشتنِ هر نَفَسِ زندگی،دوست داشتن هر دم مرگ را بیاموز و برای ساختن هر چیز نو،خراب کردن هر چیز کهنه را و برای عاشقِ عشق بودن،عاشقِ مرگ بودن را

نادر ابراهیمب در یک عاشقانه ارام:

لبخند تذهیب زندگی است.

باید از یاد ببریم که محتمل است سعادت چیزی دور از دسترس باشد چرا که تنها اعتقاد به اینکه سعادت دور از دسترس ماست سعادت را دور از دسترس ما نگه می دارد.

دلگیر نشدن کار اسانی نیست ظرفیت می خواهد هرکس گفت من ابدا دلگیر نمی شوم بدان که از ارتفاع دلگیری سخن می گوید.

عشق،نجات دادن غریقی است که دیگر هیچ کس به نجاتش امیدی ندارد. عشق رَجعَت به اغاز است.

هرگز چیزی به اندازه عادت نفرت انگیز نبوده است. نمازت را هم هر روز با شعوری نو بخوان،با ارتباطی نو،عادت،فرسودگی است..

هیچ وقت همه چیز درست نمی شود چون توقعات ما بیش تر می شود و تغییر می کند،هیچ قله ای اخرین قلّه نیست.

هر آشنایی تازه، اندوهی تازه است... مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی است . نادر ابراهیمی