من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تایکی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من امدی ای برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از ان
به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم
نقد :
یکی از زیباترین اشعار کوتاه ادبیات معاصر فارسی است و شاید یکی از مهمترین عوامل تاثیر ان همین ایجاز و
کوتاهیِ بجای ان باشد چون مضمونی است که اغلب شاعران ان را طول و تفسیر می دهند و خواننده اصلا
انتظار ندارد که شاعر چنین احساس عمیقی را به همین کوتاهی تمام کند،اری:خیر الکلامِ ما قَلَّ و دَلَّ. جالب
است که در چنین ساخت مختصری سه بار«نهایت» را تکرار کرده و دوباره از نهایت شب حرف می زند. وزن
شعر مجتث است مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن که برای گفتگوی ارام و نجوا و درد دل مناسب است،وزنی است
ارام و بدون تحرّک(در مفاعلن یک هجای کوتاه و بلند تکرار می شود و در فعلاتن دو هجای کوتاه و بلند،یعنی
هجاها تعادل کامل دارند).در این شعر هم از موتیف شب استفاده شده است که با توجه به قرینه تکرار می
تواند سمبل تنهایی و انزوا و قطع ارتباط باشد و این معنی ما را به زندگی خود فروغ که زنی تنها بود می برد.
می گوید اگر به خانه من امدی زیرا انتظار بر این است که هیچ کس به خانه او نیاید.ارزوی او این است که اگر
مهربانی به خانه او امد برای او چراغ و روشنایی هدیه بیاورد،یعنی نوری که بتوان در ان اجتماع ادم ها را دید و
از تنهایی رَست و یک دریچه برای او بیاورد(هنجارگریزی:دریچه اوردن) که بتوان از ان ازدحام مردمان خوشبخت
ساده را در کوچه نگریست.زنانی که دم درها با هم پچ پچ می کنند و کودکانشان دور و برشان می
پلکند.مردمی که می روند و می ایند و برای زندگی خرید می کنند.این ارزو یعنی داشتن یک زندگی ساده و
طبیعی را دربرخی دیگر از شعرهای او از جمله در «ایمان بیاوریم به اغاز فصل سرد»و «وهم سبز» هم می
بینیم.در این شعر هم مانند مانند اکثر شعرهای او سادگی و صداقت در بیان احساس،مهمترین عنصر
تاثیر(بلاغت) است.در این شعر علاوه بر زندگی خود فروغ،زندگی بسیاری از زنان ایران که تحت شرایط اجتماعی
منزوی و تنها شده اند بخوبی در کمال ایجاز به تصویر کشیده شده است.
منبع:شرح و تحلیل گزیده شعر نو فارسی،دکتر سیروس شمیسا