شعر مذهبی
آري شده برپا به قيامت ، يکبار دگر هيئت عبّاس
« بسم رب العباس (عليه السلام) »
اذا زلزلت الارض زمين محشر عظمي ست،
چه شوري ست ، چه غوغاست ؛
از اين حال زمين لرزه به دلهاست
نه پستي ، نه بلندي و نه درياست!
رسيده ست همان روز قيامت ، همان لحظه موعود؛
که فرمود خدا : زود رسد زود...
خلايق همه در حال فرارند و بي تاب و قرارند
آرام ندارند ؛ که اين روز ، همان روز حساب است
همان روز سوال است و جواب است ،
که مردم ، همه اينگونه پريش اند
نه در فکر پسر يا پدر و مادر و فرزند ، همه در پي خويشند
و مردم همگي مست ، همه بي خود و مدهوش
که ناگاه رسيد از سوي حق نغمه چاووش
الا اهل قيامت همه ساکت و سرها همه پايين
و اي جمله خلايق همه خاموش ، شده گوش
سراسر همه ي عرصه ي محشر ، پر از آيه ي کوثر
ملائک همه در شور ،
غزل خوان ، همه سرمستِ شميم گل حيدر ،گل ياس پيمبر(صلي الله)
چه حالي است ؟ خبر چيست ؟ مگر کيست ، قدم رنجه نموده ست به محشر؟
يگانه گهر حضرت داور
الله ُ اکبر ، اللهُ اکبر !
...
سلام و درود