پیر مغان

پیر در اصطلاح صوفیان کسی است که در وادی سیر و سلوک به مرحله کمال رسیده باشد.حافظ بارها به این نکته اشاره کرده است که راه دشوار و پر فراز و نشیب عشق را نمی توان بی راهنمایی پیری روشن ضمیر پیمود.از جای جای دیوان او برمی اید که اطاعت از پیر را امری مطلق و بی چون و چرا می داند

پیر هر چه می کند عین صواب و عنایت الهی است و اگر او دستور بدهد باید سجاده را به مِی رنگین کرد.صوفیان اطاعت مطلق پیر مرید را از پیر به داستان موسی و خضر در قران مستند کرده اند که در ان خضر کارهایی می کند که موسی از فهم ان عاجز است.

حافظ...

ادامه نوشته

طوفان نوح

مشتی شکوفه بر اب ریختم

یک اسمان ستاره پدید امد.

پس زورقی(قایق) به کوچکی دست

از کاغذی به نازکیِ برگ ساختم

وزموم،ناخدایی ـ کوچکتر از خدا ـ

بر ان گماشتم.

 او زورق مرا با خود به اب برد

                                                         تا ان شکوفه ها

                                                                                         تا ان ستاره ها

تا ان جزیره های پر از عطر و نور برد

نزدیک هر کدام،زمانی درنگ کرد

گفتی که با یکایک ان جمع اشناست.

 

انگاه بادی از افقِ باختر وزید

زورق،حباب وار نگون شد بر اب

و ان ناخدا عنان به کف موج ها سپرد

اکنون جهان کوچک من خالی از خداست.

 

 

 

 

نادر نادرپور: در سال ۱۳۰۸ در یک خانواده خراسانی و از فرزندزادگان نادر شاه افشار،در تهران متولد شد و مدتی به فرانسه رفت و در رشته ادبیات فرانسه تحصیل کرد.در سال های قبل از انقلاب ۱۳۵۷ در وزارت فرهنگ و هنر و صدا و سیما فعالیت فرهنگی داشت و بعد از انقلاب به امریکا مهاجرت کرد و در سن هفتاد سالگی در انجا درگذشت.